حسين قرچانلو

431

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

محله ( خالصه ) قرار داشته است . آبها از هر سو شهر پالرمو را دربرگرفته و چشمه‌ها در اين شهر جارى است . شهر ، ميوهء فراوان دارد كه وصف‌كنندگان از وصف آن عاجزند . كاخ داخل شهر مانند قلعهء استوار و بلندى است و هيچ مبارزى حال و توان بالا رفتن از آن را ندارد . در ميان قلعه دژى متعلق به شاه بزرگ رجار است كه از سراميك و سنگهاى بزرگ تراشيده شده ساخته شده است . حومه شهر كه قصر قديم در آن است ، قبلا وصف شد . حومه نيز داراى هتلها ، گرمابه‌ها و قهوه‌خانه‌ها و مغازه‌ها و بازارهاست و به دور آن ديوارى كشيده شده كه خندقى عميق به دور آن كنده‌اند و كانال آبى در آن جارى است . داخل حومه ، باغها و تفريحگاههاى شگفت‌آور و سقّاخانه‌هاى آب گوارا وجود دارد و آب از كوهى كه گرداگرد ربض ( حومه ) را فراگرفته به آنجا آورده شده است . در بيرون ربض رودى از سمت جنوب جارى است كه همان نهر عباس است و بر كنار آن تعدادى آسياب وجود دارد . در مشرق شهر پالرمو به فاصلهء يك مرحله از آن قلعه‌اى برفراز پشته‌اى در ساحل دريا واقع است و از بزرگترين قلعه‌هاى اطراف پالرمو است . قلعه را ديوارى فراگرفته و آثار باستانى در آن است . اين قلعه از جملهء گردشگاههاى شگفتى است كه از قدرت بانى آن خبر مىدهد و در آن دژى است تازه بنياد و دو آبگرم نزديك آن وجود دارد كه آب آنها براى گرمابه‌هاى باستانى ( قديم ) مورد استفاده بوده است . در جانب غربى شهر محلى به نام تربيعه وجود دارد كه از گردشگاههاى بىنظير است و آبهاى جارى دارد و آسيابهاى زيادى بر كنار آبهاى آن است . « 1 » ابن جبير سياح اندلسى كه صقلّيّه و شهرهاى آن را ديده در وصف پايتخت آن ، پالرمو ، مىنويسد : بهترين شهر آن جزيره ، همانا پايتخت آن است كه مسلمانان آن را « المدينة » خوانند و مسيحيان آن را پالرم يا پالرمو نامند و شهرنشينان مسلمان در آن مسكن گرفته‌اند و در حومه‌هاى بسيار اطراف آن مسجدها و بازارهاى ويژه‌اى دارند . . . المدينة يا پالرمو ، شهر بزرگى است كه اقامتگاه پادشاه ايشان ، گيوم و بزرگترين و پررونقترين شهرهاى اين ديار است . كار اين پادشاه ( گيوم ) در خوش‌رفتارى با مسلمانان و به كار گماشتن آنان شگفت است . وى

--> ( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 588 و 590 - 592 .